
|
تاريخ خبر: بررسي وضعيت تالابهاي مهم بختگان، پريشان، انزلي و هورالعظيم - بخش نخست نگذاريم تالابها بميرند
![]() |
|
تالاب همان خليجهاي كوچكاند كه از پيشرفتگي آب دريا در خشكي يا از تجمع آب رودخانه به وجود ميآيد مانند مناطق پست باتلاقي و مردابي. ما داراي تالابهاي بسيار هستيم ولي تعريفاش را ديگران ارائه دادهاند: تال، آب، واژهاي هنديست كه به بركه يا آبگير ژرف و پر عرض و طول گفته ميشود و آباش راكد و ساكن است و چون رودخانه در جريان نيست و نه مانند دريا مواج. اما به كنار از جهان واژهها بهتر است ما چشم به راه نمانيم كه دلسوختگان خارجي طبيعت بيايند و اهميت تالابهايمان را به ما گوشزد كنند. پيش از آن كه كار تالابها به مرداب بكشد به كمك گروهها و سازمانهاي مردممدار و مسئولين از كمآبي و خشكيدن و تبديل به بيابان شدن رهاييشان بخشيم. چون تالابها تنوع زيستياند و مكاني براي پژوهش و كنكاش و پيشگير سيلاند و غذا دهنده آبخوانها و تثبيتكننده خطوط ساحلي و رهبان ساحل در برابر توفان و پالايش دهنده آب زيرزميني. نگراني درباره تالاب بختگان يك پژوهشگر اتريشي پير را به ايران كشانده بود تا به مردم و مسئولين براي نجات اين تالاب ياري برساند. اين پرفسور هشدار داده بود كه بختگان در خطر كمآبيست و بخشي از آب كشاورزي بايد به سويش هدايت شود. پيش از او نيز زندهياد هاينس لوفلر، ديدهبان محيطزيست دانشگاه وين به كشورمان آمده بود و 14 ماه درباره زيستگاههاي بومي ايران پژوهش كرده بود. وي 24 هزار كيلومتر طبيعت ايران را با شور پيمود و از آنها عاشقانه گفت و براي هميشه رفت. به باور اين پرفسور اتريشي، بختگان زمستانها آباش در شرق شيرين است و تابستانها در بخش غربي آب شور دارد. يعني يك پديده منحصربهفرد در جهان. گفته ميشود تالابها بيش از جنگلها ارزش دارند؛ به كنار از درستي يا نادرستي اين سخن تنها اين نكته را نزد خود برجسته كنيم و رو به روي چشم بياوريم كه ما چقدر به حفظ اين اكوزيستها اهميت ميدهيم. اين تالابها در كنوانسيون 2003 رامسر ثبت شده است: تالاب انزلي، بختگان، پريشان، شادگان، گندمان، آلاگل، زردابه، كياكلايه، چغاخور، تنگلر، فريدونكنار، سرخرود، رازباران، اميركلايه، مصب سفيدرود، كياشهر، دلتاي رودگز، دلتاي حرا، دلتاي رودشور، هامون پوزك، گاوخوني، صابري، هيرمند، خور، قوريگل، قوس باباعلي. دكتر كريم ثابترفتار، استاد دانشگاه گيلان در گفتگو با روزنامه اطلاعات تالابها را يكي از اركانهاي تعيينكننده در اكوسيستم محيطزيست به شمار ميآورد كه اگر وجودشان از بين برود مواجه خواهيم بود با فاجعه به همريزي چرخه اكوسيستم كه برخي از پيامدهاي ناگوارش هنوز بر ما پوشيده است. اين استاد محيطزيست ميگويد: داستان غمانگيز تالابهاي بختگان يا انزلي داستان همه تالابهاي كشور مانند هورالعظيم در استان خوزستان است كه زمان جنگ، مورد هجوم همسايه قرار گرفت و هماكنون عامل تهديدكننده در آنجا شايد توفان شن باشد و حفاريهاي نفتكاوري نيز بر اين تهديد افزوده است. وي يكي از كاستيهاي سيستم مديريت را بهره نبردن از مشاوران قويدست و آگاه ميخواند كه متاسفانه از دانششان كه از كاوش و تجربه شخصيشان فرادست آمده براي آمايش بومزيستها استفاده نميشود و نتيجه توسعه ناپايداريست كه اكنون گواه بر آنيم و اين در حاليست كه ما بنا به پيمان كنفوانسيون بينالمللي 1971 رامسر متعهديم در حفظ وضعيت حقوقي تالاب جهاني انزلي بكوشيم. همچنين اين استاد دانشگاه اهميت كنترل جمعيت را در ارتباط نزديك و مستقيم حفظ پديدههاي طبيعي ميداند و معتقد است كه افزايش نفوس مساوي است با بهرهوري ناعلمي و آلودگي بيشتر تالابها. شهريها در زندگي ماشيني خود غرقهاند و پيرامونيان ساكن تالابها چنان درگير روزمرگي كه نميدانند درون قلب اين تالابها كه براي پرندگان سفر كرده ميتپد، چه ميگذرد. از سويي خشكسالي، لبان عاشق بيشنتر تالابها را تركانده است و آلودگيهاي دستساخته انسان دارد كمكم زندگي و حيات تالابها را به سر ميآورد. كشاورزان خواب برداشت هرچه بيشتر آب از اين تالابها را ميبينند و تالابها خواب پرندگان خود را كه از سيبري به سويش در پروازند. بختگان بخت برگشته راستي، فلامينگوها، درناها، كبوتر دريايي و آبچليكها كجا بروند وقتي ميانگاريم همه چيز براي ماست و هيچ چيز براي آنان نيست. باتوجه به اين كه حضور و وجود و سفر پرندگان در فرايند زيستي خود پيريز ادامه بقا و زندگي انسان است، از وجود تالاب ها شاخههاي علوم مانند <بوم ساختار> و <بومزيست> پديد آمدهاند، يك تالاب مانند بختگان سبب افزايش رطوبت هوا ميگردد و با توجه به ارتفاع كوههاي بلند دوروبر (نيريز) رطوبت در منطقه تالاب باقي مانده و سبب به بار نشستن درختهاي زيتون، رز، بادام و انجير ميشود. تالاب بينالمللي بختگان در 7 كيلومتري شهرستان ني ريز شيراز در شمار چهارمين تالاب ايران است و همه ساله گونههاي كميابي از پرندگان جهان چشم به همه گيتي ميبندند و رو به سوي اين تالاب ميآورند مانند لكلك پاقرمز و پليكان خاكستري و سفيد و اردك كه برخي در نيزارهاي اطراف آن زادآوري هم دارند و جزيرههاي آن را پرندگان جاي مناسبي براي تخمگذاري خود يافتهاند و بز و قوچ و فين در جوار آن ميزيند و گردشگران خارجي گوشه چشم مهرنوازي به آن دارند، براي همين <سازمان جهاني زندگي پرندگان> بختگان را در شمار زيستگاههاي بااهميت آورده است. در برابر اين سخنان شايد برخي بگويند سوختن و خشكيدن يك تالاب در ميان بسيار تالابهاي ما و در ازاي شكوفايي كشاورزي يا رفاه كشتگران چه اهميتي دارد؛ ولي آيا اين آهنگ ناخوش پيشدرآمد نابودي ديگر تالابها نخواهد بود؟ اين تنها بختگان نيست كه به شورهزار تبديل ميشود، تنوع زيستي گوناگون، نمادهاي چشمنواز، پژوهشهاي گردشگري و علمي كه پارك ملي بختگان فراهمآور آن است نيز رو به نيستي ميرود. و همه اينها در حالي است كه به گونهاي طبيعي نيز بختگان از وضعيت زيستي خوبي برخوردار نيست و به سبب تبخير شديد، آباش حساس و شكننده است. زماني (پيش از خشكيدن) به گونهاي ميانگين 30 ميليمتر مكعب بر اين تالاب باران ميباريد و 7سال است تالاب دچار خشكسالي دامنهدار است و چشم به راه بارش؛ خشكسالياي كه در چهل سال گذشته مانند نداشته است. اكنون به جاي رنگهاي آبي فام و سبزينه، رنگ مات نمكي بر تالاب بختگان استيلا يافته و آن را به كمك احداث سد سيوند در بالادست كه آبشخورش را بند آورده، خشكانده است و تنها يك فلامينگو توانست با پيشآگاهي تالاب را ترك كند و به سرنوشت صدها فلامينگو به نمكزار نشسته و مرده دچار نيايد. به گفته محمد درويش يك كارشناس زيستبوم، بختگان از دو رود آب ميگرفت كه پيشتر يك سد بر درودزن زده بودند و يك سد ديگر نيز بر روي سيوند زدند و سال گذشته هر دو باهم آبگيري شد و بختگان دچار كمآبي را به كلي خشكاند. به عقيده وي اين كار به جهت علمي به همريزي سيستم اكولوژيك است و پيامدهاي اين چنين (خشكيدن تالاب) به خوبي قابل پيشبيني و جلوگيري است و كسي نميتواند بگويد نميدانستيم . در پي بلايي كه به سر بختگان آمد آواي دوستداران محيطزيست و پديدههاي طبيعي به جايي نرسيد. بهعقيده درويش سدهاي ياد شده بخشي از كشاورزي پاييندست را از بين برده است. وي يادآور ميشود كه با متدهاي به دور از دانش پيشرفته روز، برنامههاي شتابزده به ناپايداري توسعه ميرسد و بسيار زود پيامدهاي به بنبست كشاننده خود را پديدار خواهند كرد. به گفته محمد درويش، خشكيدن تالابها تنها محو شدن كنام پرندهها و جانورها نيست بلكه 135 هزار هكتار (دو برابر مساحت كشور سنگاپور) به كويرهاي موجود ايران افزوده ميشود. اين ديدهبان محيط زيست بر اين باور است كه اقدامات غيرعلمي براي توسعه اراضي زير كشت به غير از خشكاندن پديدههاي طبيعي برآيند ديگري نداشته و همانجور كه ايجاد كانالهاي زهكش در دشت كربال خرامه در حاشيه درياچه طشك، آب تالاب بختگان را فرو داد و اراضي مورد نظر نيز به حال خود رها شد و محصول زراعي نداد و خود عاملي شد براي انتقال رسوب و نمك به اراضي فعال مجاور خود. پريشانيهاي پريشان ني، لويي و جگن پوششهاي گياهي زلف پريشان است و يك گياه آبزي ديگر كه بستر خوبي براي خار ماهي است و غذاي ماهي زردك. اما چرا زيبايياش را نازيبا ميكنيم، از اهميت جهانياش ميكاهيم و آب شيريناش را به كاماش تلخ ميكنيم. تالاب پريشان در گذر زمان شرايط زيستي خود را به دست خويش رهباني كرده و به زندگي ادامه داده تا امروز به ما برسد كه شناي زردك ماهي، ماهي سرخه و پرك و مارماهي را به تماشا بنشينيم و پرواز پرندگاناش را گواه باشيم. ولي ما به جاي به تماشا ايستادن و نظارهكردن و حظ بردن، با ماشينهاي سنگين خشن و بدون توجه به موقعيت حساس تالاب ، هستياش را به خطر مياندازيم و با پژوهش سطحي جادهسازي، به حاشيه ظريف تالاب تيغ مياندازيم و فلامينگوها و لاكپشتها را ميسوزانيم و از همه آنها تلي از اسكلت و استخوان به جا ميگذاريم. پيمانكاري كه به منافع زودگذر خويش ميانديشد، براي همواركردن جادهسازي نيزارهاي دوروبر تالاب را به آتش ميكشد تا به گفته خود راه را براي جادهسازي هموار كند، ناآگاه از آن كه زيستگاه جانوران و پرندگان را نابود ميكند و راه بر زندگي زبان بستههاي ناتوان از اعتراض ميبندد. نيزارهايي كه چندماه پيش آتش به آن انداختند محل زندگي لاكپشتهاي دور و بر تالاب بود و نه تنها امن گاه و اطراقگاه زمستاني پرندگان و جوجههاشان محسوب ميشد بلكه مانند پالونهاي كار پالايش آبهاي آلوده را در وروديهاي تالاب انجام ميداد.بخشي از ويراني تالاب به كشاورزان منطقه برميگردد كه از آب تالاب براي كشاورزي برميدارند و بخش ديگري را با خشكاندن و تغيير كاربري رو به تخريب ميبرند. گواهان گردشگر از تلمبههاي 6- اينچ و 8+ اينچاي ميگويند كه آب تالاب را به زمينهاي تشنه كشاورزي ميبرد. از سوي ديگر قلمروهاي آبريز تالاب يا همان چشمههاي ريزنده به تالاب نيز دور از دستبرد نمانده و آبهايشان به خورد محصول كشاورزي ميرسد. در طرح پيشنويس بينالمللي حفاظت از تالاب ايران، 800 حلقه چاه در اطراف اين تالاب حفرشده كه 500 حلقه آن غيرمجاز است و بايد بسته شود.تالاب پريشان كه بر اثر خشكسالي، 80 درصد آباش را از كف داده انگار راه را براي بيلهاي مكانيكي و بولدوزر هموار كرده تا بر حاشيهاش بتازند. يك دلسوز محيط زيست، محسن عباسپور گفته است نيزار بكرترين محل تالاب يا كنام پرندگان تخمگذار بود و مهندسان راهساز به آن عنايتي نكردند و نامهربانانه نابودش كردند. آيا تالاب دوباره ميتواند به پليكان، درنا، آنقوت و پرندگان آبچر مانند حواصيل، اگرت و تاووسك خويش خوشآمد بگويد؟ تالاب پريشان در دوره زمستانه پذيراي 100 گونه از 500 گونه پرندههاي شناساييشده ايران است و گردشگران هميشه آنها را در منطقه ارژن ديدار ميكنند. از ميان پرندگان 40 گونه در سطح تالاب جوجهآوري دارند و برخي اين خوشبختي را داشتهاند كه گونههاي بسيار نايابي از عروس نماز، اردك مرمري، اردك سرسفيد و پليكان پاخاكستري را در اين تالاب ببينند. در بهمن 87 اداره راهسازي شهرستان كازرون به هدف راهسازي براي مردم روستاي پريشان، بيل مكانيكي، لودر و گريدر را روانه اين تالاب كرد و همدست با بيمهري ابرها، زيست بوماش را دستخوش تغييرات اساسي قرار داد و از وسعت دامنهاش بيش از پيش كاست. ماشينهاي مكانيكي بر آن بودند جاده مالرو و پيچ در پيچ كرانه تالاب را تعريض كنند و آن را براي روستائيان آن سوي تالاب از باريكي در بياورند تا اهالي آسانتر به شهر كازرون برسند. در حالي كه راه كنوني مورداستفاده فعلي روستانشينان كه گذرگاهاش از جنوب شرقي درياچه است، افزون بر آسفالته بودن داراي منظرگاههاي دستنخورده و چشمنواز از نماهاي رودخانه است و فاصلهاش با كازرون تنها 40 دقيقه است، حال آن كه جاده جديد شمالي در صورت راهاندازي به كنار از زيانهاي بيشمار، با مسير پرپيچاش نه فقط از زمان به مقصد رسيدن نميكاهد كه احتمال به زير آب رفتناش در پايان خشكسالي و موسوم باران ميرود و در صورت بازگشت درياچه به جايگاه گذشته، اسكان خطر لغزيدن اتومبيلها به درياچه وجود دارد. افزون بر اين قير داغ راه نوساز بر دهانه چشمههاي آبشخور شمالي تالاب نيز فرو خواهد ريخت و آنها را خواهد سوزاند، در حالي كه تالاب اكنون چشم به راه به سررسيدن خشكسالي است و خواب جوشش دوباره چشمههايش را ميبيند. اسب ميچرد، گردشگر به ستايش زيباييهاي طبيعي ميايستد و كشاورز به آبياري كشتزارش ميپردازد. روستانشينان روستاي عرب فامور كه روزگارشان به پرورش اسب ميگذرد محل چراي طبيعي اسبهايشان همين سبزهزارهاي دامنه تالاب پريشان است. طبيعتگردان زيادي را نيز اين تالاب به سوي خود ميكشاند كه راهشان گذر از كارون است و زمينه ايجاد درآمد براي مردم شهر و روستا. همه اينها بايد همه ما را بر آن وادارد كه به حضور پريشان بينديشيم نه به نبودش. ع.درويشي - نادر اسدي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


